محمد اعظم خان ناظم جهان
108
قرابادين اعظم ( فارسى )
و اگر حبس بول بسبب حبس قصداً يا بسبب خواب طويل و يا اشغال ضرورى باشد از ادويهء مدره و ادويهء مرخيه نطول كنند و مثانه را از دست غمز نمايند و روغن بلسان و روغن گل و مانند آن بمالند و اگر حبس بول بسبب خلط صفراوى باشد كه بر مثانه ريزد با سوزش و زردى بول بود علاجش مثل علاج حرقهء بول كه بسبب حدت و بورقيت بول باشد نمايند و اگر بسبب ورم مثانه يا سنگ مثانه يا ريح غليظ مثانه باشد علاج امراض مذكوره نمايند دوائى كه براى حبس بول خيلى مفيد صفت آن شوره يك مثقال تا دو مثقال با شكر برابر آميخته سفوف كرده بخورند و همچنين شورهء تنها را در آب حل كرده بدفعات دادن از مجرباتست و استعمال شوره تا سه توله معمولست ايضا [ صفت آن ] شورهء قلمى و خردل هريك به قدر نيم سير شاهى كوفته بيخته بخورانند و يا شورهء قلمى و نمك ترب و جواكهار هريك دو ماشه كوفته بيخته با لسى شير خورند و برگ نيل در آب سائيده و يا تخم قرطم و كسنب در جغرات سائيده بر عانه ضماد كنند و داشتن شاخ زعفران و گذاشتن شپش زنده در سوراخ ذكر بالخاصيه مفيد و داشتن شوره و كافور در احليل و طلا كردن آن بر ناف نيز فائده مىكند ايضا [ صفت آن ] اگر كبوتر بچه را بكشند و خون آن بر زهار چكانند و شكم آن را شكافته گرمگرم بر زهار بندند قوت مثانه را به حركت مىآرد و چرك گوش گاوميش بر ناف ماليدن و شياف نمك طبرزد گذاشتن نيز بول بكشايد ايضا از بياض اوستاد . . . . صفت آن پياز سفيد و اگر نباشد سرخ كوفته گرم نموده بر شكم و ذكر ليپ سازند و از بالا پارچه بربندند و يك ساعت بدارند ايضا از آن مرحوم صفت آن مسكهء گاو شكر سفيد هريك يك نيم توله شورهء قلمى يك ماشه سوده بهم آميخته بخورند و آب ترب را تاثير قوىست . . . . بول دوائى كه در سلس البول و تقطير البول كه از سردى مثانه بود معمولست صفت آن كندر مصطگى هر واحد يك ماشه سائيده و گلاب يا اطريفل صغير توله آميخته تناول كنند و فلاسفه و كلكلانج بخورند و مشك و جندبيدستر بروغن بابونه يا روغن نرگس آميخته بر مثانه ضماد كنند ايضا براى سلس البول مجرب صفت آن كنجد سياه سپند سوختنى نانخواه مساوى سائيده در قند سياه آميزند و غلولها ساخته به قدر نيم دام خورده باشند ايضا ماسك البول صفت آن كنجد و كليجن هريك سه ماشه كوفته بيخته نبات شش ماشه آميخته وقت خواب بعد غذا يك پاس گذشته همراه آب بلع نمايند ايضا براى سلس البول صفت آن مصطگى جفت بلوط كندر تخم خشخاش سفيد گل تخم خشخاش سياه خولنجان هريك سه ماشه كوفته بيخته نبات برابر آميخته به قدر سه ماشه بخورند دوائى سوزش بول كه بسبب حدت و لذع بول باشد و آن با حرارت مزاج و رنگينى قاروره و عدم خروج مده و قشور بود صفت آن بنادق البزور همراه لعاب اسپغول عرق برآورده شربت بنفشه داخل كرده بخورند و از اشياى شور و ترش و حريفه احتراز كنند و پچكارى از شياف ابيض و كافور و شير بز يا شير خر يا شير دختر بگيرند دوائى كه حرقت بول و افراط حرارت رفع مىكند صفت آن صندل سرخ صندل زرد صندل سفيد هريك دو سرخ تخم كاسنى كافور هريك چهار سرخ باريك سوده نبات دو توله را در آب سرد حل كرده ادويهء مسحوقه بران پاشيده بنوشند ايضا حرقت البول را نافع صفت آن از شياف ابيض و كافور در شير بز يا شير خر يا شير دختر پچكارى بگيرند و كشنيز خشك گل نيلوفر صندل سفيد آمله منقى در آب تر كرده صباح ماليده صاف نموده شربت نيلوفر انداخته بخورند و خوردن آب كيله نيز مفيدست دوائى كه حرقت بول زنان را مجربست صفت آن سنگ جراحت يك دام گل ارمنى دو ماشه كوفته بيخته به قدر شش ماشه به آب برنج سكهداس كه تمام شب در شبنم گذاشته باشند قبل طلوع آفتاب بنوشند [ دوائى كه مسمى باندرى جهارست ] دوائى كه مسمى باندرى جهارست منقى قروح آلات بول از مادهء حصاة و ريم و نافع سوزاك حديث و قديم